تبليغاتX
منم افشین پور کوروش از دیار سرزمین آتش - مهریه قبل از اسلام
 
 

_ «هِلِشن از زنی» یعنی زنی را طلاق دادن. در متن پهلوی «مادَیان هزار دادستان» فصل مستقلی درباره طلاق هست. اما در متن پهلوی متأخرتر «صد در نثر صد در بندهشن» طلاق به جز چهار مورد ممکن نبوده است: (1) زن به جادوگری دست بزند، (2) زن نازا باشد، (3) زن به شوهرش خیانت کند، (4) و زمان دَشتان‌مندی (= عادت ماهانه) خود را پنهان کند. در این چهار مورد هم در صورتی طلاق می‌تواند رخ دهد که اثبات شود و برای مسئولان دینی یا قضایی مسجل شود در غیر این چهار مورد طلاق جایز نیست.
* عکس این موارد چه؟ مثلا اگر مرد جادوگری کند؟
_ مرد که جادوگری نمی‌کند.
* اگر خیانت کند؟
_ چرا. موارد بسیاری برای این مورد هست. اما مسئله را اینچنین نگاه نکنید. قباله‌های عقد را ببینید که در آنها 90 درصد تعهدات برعهده مرد است و این خیلی مهم است. مضافاً بر اینکه چهار مورد مذکور به صورت طبیعی نباید اتفاق بیفتد.
در مورد هر پدیده‌ای باید به زمان و مکان توجه کرد. ما به مسایل ایران باستان نمی‌توانیم با مقتضیات امروز نگاه کنیم. به نظر من، پرداختن به این مسایل و تعهدات مرد در آن دوره خیلی مهم بوده است.
وجود مهریه سنگین هم مانعی برای طلاق بوده اما وقتی موانع را زیاد کردند، دیگر مهریه معنایی نداشته است.
* درباره عقیم بودن زن خوانده‌ام که ایرانیان باستان اگر بچه‌دار نمی‌شدند، به راحتی کودکی را به فرزندی می‌پذیرفتند یا اگر پسردار نمی‌شدند، پسر اول دختر بزرگ نام پدر دختر را می‌گرفت تا این نام را حفظ کند.
_ بله. قانون یا شرع می‌گوید در این 4 مورد طلاق جایز است اما نه به آن معنی که طلاق حتماً صورت بگیرد. مانند امروز که زوج‌های زیاد بی‌فرزندی هستند که با هم زندگی می‌کنند یا بچه‌ای را به فرزندی می‌پذیرند. در آن زمان هم اگر نمی‌خواستند طلاق صورت بگیرد، راههایی بود، مانند «سورزنی»، یعنی گرفتن زن دیگری برای بچه‌دار شدن، یا فرزندخواندگی.
* مدارکی از طلاق باقی نمانده است؟
_ خیر. اما طلاق واقعیتی در جامعه آن روز بوده است. چون اسنادی مثل ازدواج درباره آن پیدا نکردیم، نمی‌توانیم بگوییم نبوده است. به خصوص که فصلی هم در «مادیان هزار دادستان» تحت عنوان طلاق هست. پس بوده که این همه قاعده و قانون برایش می‌گذاشتند.
* در مورد قباله‌های ازدواج، شما گفتید که به صورت شفاهی خوانده می‌شده، پس این تعهدات کجا ثبت می‌شده‌اند؟
_ نمی‌دانم. شاید جایی ثبت می‌شده اما مسلماً مانند امروز در قباله نبوده است. سندی هم از ثبت تعهدات به جا نمانده است. به طور کلی ثبت ازدواج در دوران معاصر هم خیلی سابقه ندارد. ازدواج یک بعد شرعی دارد و یک بعد قانونی. بعد شرعی اصلاً تکیه بر ثبت کتابی ندارد. اما وجود این قباله‌ها نشان می‌دهد ازدواج در آن زمان سبک و سیاقی داشته است. خیلی از موارد این قباله‌‌ها هنوز در قباله‌های امروزی زردشتیان هست.
برای تأیید تعهدات داماد، موبد یا هیربدِ عاقد تعهدات را به پدر داماد هم تفویض می‌کرده است. اصولاً حضور اطرافیان داماد یکی برای نشان دادن خانواده‌دار بودن اوست و یکی آنکه تعهدات او به خانواده‌اش تفویض شود. در متن «نکاح از روش ایران» این مسئله دقیق‌تر و مفصل‌تر نمایان است. تمامی تعهدات هم به پسر و هم به پدر پسر تفهیم می‌شود و جایی برای تردید باقی نمی‌ماند.
* آیا با این همه قدمت مهریه در ایران می‌توان گفت این سنت از ایران وارد سنتهای اسلامی شده است؟
_ خیر. چون در دینهای دیگر هم مهریه هست. در اسلام، «صِداق» در معنای مهریه آمده است. اما شدت و ضعف و صورتهای گوناگون دارد. در اسلام مهریه خیلی پایین است و قاعده این بوده که در حد توان باشد. البته در ایران هم از مهریه مردم عادی اطلاعی در دست نیست و شاید اینجا هم مهریه در حد توان بوده است.
* اسناد ازدواج در کجا نگهداری می‌شوند؟
_ در مجموعه‌های مختلف هست. تحریرهای پازند در «متون پازند» است که «آنیتا» آن را در 1909 م در بمبئی منتشر کرده است.

به منظور زندگي خوش و خرم و اتحاد و اتفاق و ازدياد نفوس و تشكيل خانواده چنان بر پايه صحيح و محكم استوار بوده كه خود به خود ضامن بقا و دوام زندگي مشترك بود و مهر ومحبت را بين زن و شوهر براي هميشه برقرار مي ساخت.زرتشت در گات ها يسنا پنجاه و سه بند به پسران و دختراني كه مي خواهند با هم پيمان ازدواج ببندند اندرز مي دهد كه اي دختران شوي كننده و اي دامادان ،اينك بياموزم و آگاهتان كنم .با غيرت از براي زندگاني پاك منشي بجوشيد.هر يك از شما بايد در كردار نيك از ديگري پيشي جويد و از اين راه زندگاني خود را خوش و خرم سازد.در كيش زرتشتي از لحاظ نظم به كارهاي دنيا و محكم ساختن يگانگي و جلوگيري از فساد اخلاقي ،در مورد زناشويي تاكيد زياد گرديده و اين كار به خوبي ستوده شده است.چنانكه در فرگرد چهارم بند چهل و هفت ونديداد اهورامزدا مي گويد:"اي اسپيتمان زرتشت هر آينه ،من مرد زندار را بر مرد بي زن و مرد حانه دار را بر مرد بي خانمان ترجيح مي دهم."باز در فقره چهل و چهار مي گويد:"وظيفه هر شخصي است كه برادران همكيش خود را در كسب مال و داشتن همسر راهنمايي و مساعدت كند."در دين زرتشت كمك كردن براي ازدواج كساني كه به سن بلوغ رسيده و به علت ناداري بي همسر مانده اند،از كارهاي خوب و پرثواب شمرده مي شود.

 

 

  نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/06ساعت   توسط افشین پورکوروش  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM