تبليغاتX
منم افشین پور کوروش از دیار سرزمین آتش - آخرین گفتار شاهنشاهان
 
 

آخرین گفتار شاهنشاه کورش بزرگ   - نخستین فردی که اعلامیه جهانی حقوق بشر را صادر نمود

 من در طول مدت عمر خود هر آرزويي كه داشتم برآورده شد ، دست به هر كاري كه زدم پيروز شدم . دوستان و يارانم از تدبير من برخوردار بودند . دشمنانم جملگي فرمانم را با رقبت گردن نهادند . قبل از من وطنم سرزمين كوچك و گمنامي بود كه هر سال مورد تاخت و تاز و تجاوز قرار ميگرفت و حالا درآستانه مرگ من ، آنرا بزرگترين و مقتدرترين و شريف ترين كشور آسيا به دست شما ميسپارم . من به خاطر ندارم در هيچ جهادي براي عزت ، سربلندي و كسب افتخار براي ايران زمين مغلوب شده باشم . جمله آرزوهايم برآورده شد و سير زمان پيوسته به كام من بود . اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم . حتي در پيروزيهاي بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم . حال كه مرگ من نزديك است خود را بسي خوشبخت ميدانم زيرا : فرزنداني كه خداوند بر من عطا فرمود همگي سالم و در عين حال عاقل هستند و وطنم ايران از همه جهات مقتدر و باشكوه مي باشد و آيندگان مرا مردي خوشبخت و كامياب خواهند شمرد .  من پيوسته معتقد هستم كه روح انسان پس از خروج از كالبد خاكي ، محو و فناپذير نمي گردد . مرگ چيزي است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت مي پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد ميگردد به آتيه تسلط پيدا ميكند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه  ازخداي بزرگ بترسيد كه در بقاي او هيچ ترديدي نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست . از كژي و ناروايي بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولي اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجراي عدالت تسامح ورزيد ، ديري نمي انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد . من عمر خود را در ياري به مردم سپري كردم . نيكي به ديگران در من خوشدلي و آسايش فراهم مي ساخت و از همه شادي هاي عالم برايم لذت بخش تر بود . ديگر بس است ، پس از مرگ بدنم را مومياي نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره هاي بدنم خاك ايران را تشكيل دهد . چه افتخاري براي انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكي مثل ايران دفن شود کورش نامه اثر گزنفون.

آخرین گفتار بابک خرمدین  سردار بزرگ ایران

تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت  . من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد . .من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند  . مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند .  اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند . مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد  . و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود  : " پاینده ایران " از کتاب حماسه بابک خرمدين  سخنان شاهنشاه هرمز فرزند نوشیروان دادگر در هنگام تاجگذاری

ای مردم نیکی ستون پادشاهی است و خرد ستون دین . نرمش بزرگترین بنیاد فرمانروایی است و هوشیاری سرچشمه اندیشه . خداوند من را به پادشاهی برگزید و سپس مرا توانگر ساخت و شما را با توانایی من نیرومند ساخت . من را عهده دار فرمانروایی بر شما و شما را به فرمانبرداری مکلف ساخت  مردم ما دو گروه هستند . نخست زیر دستان و دیگری زبر دستان . زنهار مبادا توانمندان ناتوانان را طعمه خویش سازند و یا ناتوان با زبردستان با نیرنگ رفتار کند . زیرا این کار به سستی دولت می انجامد و پایه های کشور را متزلزل خواهد نمود . ای مردم بدانید که روش کشور داری من بر اساس رحمت و مهربانی به زیر دستان و بالا بردن شئون آنهاست و نه چیرگی بر آنان . ترحم و ارفاق بر زیردستان و دفاع از حقوق آنها خواست ماست و نه خوار شمردن آنان . آگاه باشید که نیازمندی های شما به ما در نیازمندی های ما به شماست . ای مردم از کارهای همانند یکی را برگزینید : پارسایی را ریا کاری - ریا کاری را کاردانی - مهر به خویشان را تملق - تظاهر را نیکو کاری - اسراف را گشاده دستی - و . . . شما در مفاهیم متشابه از کارهای پست بپرهیزید و بر آنچه موجب رضای خاطر ماست پایداری کنید . عدل و دادی را که برای رسیدن به آن می کوشیم به یاری آن ما با شما کارهای نیک انجام خواهیم داد پس در پرتو آن همه شما مردمان چه زبر دست و چه زیر دست در برابر من یکسان هستید . این کار زمانی بر شما روشن خواهد شد که ما زبر دستان را برای شما سرکوب خواهیم کرد . همانطور که نیاکان ما کردند . ما در اندیشه این هستیم که همگان را در جای خویش بنشانیم و هیچ حقی ضایع نگردد . ناتوانانی که هوای بلند پروازی در سر دارند مقامی دهیم که در پرتو آن دلاوری و شایستگی آن جایگاه را داشته باشند . پس خویش را برای اجرای یکی از دو مورد آماده کنید : یا راستی که از آن کار شما را بهبود خواهد آمد . یا ترس که شما را ویران خواهد نمود  .

از اخبارالطوال - ابو حنیفه الدینوری

 سخنان شاهنشاه انوشيروان دادگر يا عادل 

شاهنشاه انوشیروان دادگر خوان بزرگی داشت از طلا مرصع با اقسام جوهرات نوشته بود : هر که غذای حلال خورد و مازاد آن را به حاجتمند دهد نوشش باد و هر چه را که با اشتها خوری تو آن را می خوری و هر چه را که بی اشتها خوری او تو را می خورد . نوشیروان چهار انگشتری بر دست داشت :

اولین انگشتر مخصوص مالیات بود که نگین آن عقیق بود و نقش عدالت در هنگام گرفتن مالیات بر آن نقش بسته بود .

دومین انگشتر مخصوص املاک بود که نگین اش فیروزه بود و نقش آبادی بروی آن نقشه بسته بود .

سومین انگشتر مخصوص مخارج بود که نگین یاقوت سرمه ای داشت که با نقش تامل و صبر مزین شده بود .

چهارمین انگشتر مخصوص برید بود که نیگن اش یاقوت سرخ بود و همچون آتش می درخشید و نقش امید بر روی ان نقش بسته بود .

از نوشیروان پرسیدند گرانقدرترین گنجها که هنگام حاجت سودمند افتد کدام است ؟ وی گفت : نیکی ای که پیش آزادگان سپرده باشی یا دانشی که برای اعقاب واگذاری

از وی پرسیدند : دراز عمر تر از همه مردم کیست وی گفت : هر که عملش بسیار باشد و یارانش از او ادب آموزد یا نیکی فراوان کرده باشد که اعقابش بدو شرف اندوزند . پس حریصان را به صف مردم امین میارید و دروغگویان را جزو آزادگان مشمار.

مسعودی - مروج الذهب - ذکر شاهان ساسانی

 بهرام گور

شاهنشاه بهرام گور پس از غلبه بر خاقان چنین گفت : وقتی گروههای او را پراکندم گفتم گویی قدرت بهرام را نشنیده بودید که من نگهبان ملک ایرانم و ملکی که نگهبان نداشته باشد به چه کار آید ؟

مسعودی - مروج الذهب - ذکر شاهان ساسانی

  آخرين گفتار نوشيروان دادگر به فرزندش هرمز 

  فرزندم در زندگی ات بر دیگران فخر مفروش و همچون دیگر انسانهای جامعه باش و خود را بالاتر از آنن مدان .مبادا تنها در اندیشه آسایش خود باشی زیرا اگر پادشاه در رفاه و آسایش باشد و افراد جامعه در رنج و سختی بسر ببرند هیچ  کس در دیار ایران زمین و ملک خسروان از تو خشنود نخواهد بود و هیچ کس آسایش نخواهد داشت .

اگر مایل به حفظ تاج و تخت شاهنشاهی کهن ایران هستی درویشان و مستمندان را یاری ده . پادشاه همچون درختی است که مردم کشورش حکم ریشه های آن درخت را ایفا میکنند . درخت زمانی مستحکم خواهد بود که ریشه هایش گسترده و قوی باشد زیرا در غیر این صورت تو نابود خواهی شد . دل مردمانت را مرنجان که اگر چنین کنی  ریشه خودت را ضعیف کرده ای . اگر راه پارسایی و نیک اندیشی را ا نتخاب کنی و دیگران را به آن دعوت کنی -  سرزمین و تاج و تخت ات در پناه خواهد بود . بخشندگی و امید دادن را قوت ببخش . تو باید مردمانت را از گزند دشمنان و دشواریها محفوظ داری و با ناراحتی آنان اندوهگین شوی . نیز به خاطر داشته باش که نباید همیشه در اندیشه گسترش مرزهای سرزمین ات باشی . زیرا با ابن کار رعیت ها و مردم مستضعف از تو دلگیر خواهند شد . همیشه از مال اندوزان شجاع در هراس باش زیرا تو را تضعیف خواهند کرد . همیشه پروردگار را در خاطر داشته باش و از او بترس . بدون شک جور و ستم کشور رو به ویرانی خواهد کشاند . در مدت پادشاهی ات دهقانان را یاری ده و آنان را در پناه خود بگیر و از مزدوران و چاپلوسان که دهها برابر دهقانان کار می کنند دوری کن و پاداش کسانی را که نیک میکنند بده و برایش ارزش گذار .

 

شنیده ام که خسرو به شیرویه چنین وصیت کرد 

در اندیشه این باش که همیشه صلاح رعیتان کشور را در نظر داشته باشی زیرا آنان از ظالمان و بیدادگران فراری هستند و به فکر نابودی ظالم در خواهند آمد . در جهان هستی برتر از انصاف و عدل چیزی نیست . مردمان جهان همگی می گذرند ولی این نام نیک است که خواهد ماند و آیندگان تو را ستایش می کنند

خدا ترسان را مامور دهقانان و مستضعفان کن زیرا آنان ظلم نخواهند کرد . مطمئن باش کسانی که فقط نفع و صلاح تو را در نظر می گیرند به مردمان جفا خواهند نمود . اگر خواهی که نامت جاودانه برای آیندگان بماند- خردمندان و نیک اندیشان کشور را مخفی مکن و آنان را به مردم معرفی کن . پادشاهان و بزرگان گذشته ایران همه رفتند و تو نیز خواهی رفت پس در اندیشه گذاشتن خاطره نیک از خودت باش . افرادی را که ذاتا بد اندیش هستند به سزای اعمالشان برسان . هنگامی که تو را داور قرار دادند و تو نیز از گناه مجرم خشمگین شدی کمی صبر و تفکر کن و اگر پسندیده بود وی را عفو کن 

بوستان سعدی

 گفتاراردشیر پاپکان شاهنشاه بزرگ و بنيانگذار دولت مقتدر ساساني  پس از نشستن بر تخت پادشاهی ایران

   سپاس و ستایش باد خدائی را که نعمتهایش را به ما اختصاص داد و ما را مشمول عنایت خود ساخت . خدایی که کشور ما را دوباره آرام ساخت و مردم را از شورش به اطاعت در آورد . او را چنانکه شایسته است می ستایم و از نعمتهایش که به ما ارزانی کرده است قدردانی میکنم . ای مردم بدانید که من همه تلاش خودم را در راه برقراری عدالت - ایجاد رفاه برای رعیت - آباد سازی و رونق کشور-  نیکی به بندگان - حفظ یگانگی ملی و بازسازی خرابیها به کار خواهم گرفت . اینک من به همه شما اطمینان میدهم که با قوی و ضعیف و شریف و افراد پلید با عدالت رفتار کنم و اجرای قانون را سر لوحه خود قرار دهم و چنان به نیکی رفتار خواهم کرد که ستایش همگان شما را بر خواهم انگیخت و کارهای آینده من گواه بر گفتارم خواهد بود  . (  مسعودی - مروج الذهب - ذکر شاهان ایران )

  گفتار شاهنشاه اردشير يکم به فرزندش شاپور 

بدان فرزندم دين و شاهي برادراني توامانند و بدون تخت پادشاهي دين دوام نمي آورد و رو به زوال ميرود و شهرياري بدون دين برجاي نخواهد ماند و به فساد کشيده خواهد شد و بدان که دين بنياد شهرياري و شاهي ستون دين است  . ( برگفته از مروج الذهب مسعودي )

 

گفتار انوشه روان دادگر پس از نشستن بر تخت پادشاهی ایران

  ای مردم یزدان پاک را ستایش کنید زیرا که او بر همه چیز آگاه است و راهنمای ما در این جهان و جهان آخرت است . هم اکنون که بر تخت شهریاری ایران زمین نشستم به شما میگویم که از این تاج و تخت با شکوه شاهنشاهی من ترسان مباشید . زیرا این بارگاه بر روی همه شما مردمان گشوده است . از سخن گفتن با من نهراسید و از مشکلاتتان با من سخن بگویید .

اگر من در جشن و شادی و نوشیدن شراب هستم - اگر در حال رایزنی و مشورت با ا نجمن دربار هستم - اگر در دشت و صحرا مشغول چوگان هستم - اگر در هنگام خواب یا بیداری هستم به پیش من آیید و از مشکلات خود با من سخن بگویید و تا هنگامی که آسوده خاطر نشده اید نباید از کنار من دور شوید . زیرا من زمانی شاد خواهم بود که رنج ستمدیدگان را کم کنم . مبادا از کارگزان و لشگریان و پیش کاران من کسی با دلی دردناک شب را سر به بالین گذارد و من مطلع نباشم . زیرا از رنج  و درد آنها من نیز اندوهگین می شوم  . ( فردوسی بزرگ - شاهنامه  )

 کتیبه داريوش بزرگ در نقش رستم

داریوش بزرگ : خدای بزرگ است اهورامزدا. که این جهان را بیافرید . که خرد و نیروی کوشش را بر من ارزانی داست به خواست و نیروی اهورامزدا شاهم و فرمانهای او را اجرا میکنم این چنین :

دوستدار و پیرو راستی هستم و بدی را دشمنم . خواهان داد و عدل هستم . نه می خواهم که از سوی توانایی به ناتوانی ستم شود و نه میخواهم که ناتوانی به توانایی بد کند  . آنچه موافق راستی است میل من است و آنچه خلاف راستی است به شدت با آن مخالفم . خویم را در حد اعتدال نگه میدارم و چون خشم بر مرا فرا گیرد با اراده بر آن چیره میشوم تا مبادا ناروایی روی دهد . هوس اسیر دام من است و بر آن سخت حکومت میکنم . آنرا که نیکی کند مطابق نیکی اش پاداش میدهم . آنکه بد کند به کیفرش میرسانم . به هیچ وجه مایل نیستم که زیان و بد کرده شود و چون کسی مرتکب بدی شد به هیچ وجه مایل نیستم که بی کیفر بماند . هرگاه مردی بر علیه کسی ادعا کند تا مورد دادرسی واقع نشود بر او حکمی روا نمی کنم . از آنانی خوشوقت و خشنود هستم که با تمام نیرو و قدرتشان در راه نیکی بکوشند این چنین است رفتار و کردار من و این است آنچه که من می کنم  . در میدان نبرد رزم آرایی چیره هستم . در پیکارگاه دستانم میجنگند . چشم و هوشم نیز بکار است . آنانی که فرمانبرند می بینم و آنانی که خلافی کنند کارشان بر من پوشیده نیست . در میدان پیکار به چالاکی میجنگم . از نیروی دستان و پاهایم به خوبی بهره مند هستم . سوار کاری زبده و چالاکم کمانکشی ورزیده هستم . چه به هنگام نبرد پیاده و چه سواره . نیزه گزاری چرب دست هستم . این و هنرهای دیگر را اهورا مزدا بر من بخشود . اهورامزدا یاری ام کرد و نیروهایم را به نیکی هدایت کرد . ای مرد که این را میخوانی . نیک آگاه باش که داریوش چگونه شاهی است . چه هنراها و نیروهایی دارد . این برای تو ناراست نباشد . آنچه را که گفتم عمل کن. در اين كشور ها ، مردي كه وفادار بود ، نيك پاداش دادم و آن كه دشمن بود نيك كيفر دادم ، به خواست اهورامزدا اين كشور ها قانون مرا اجرا كردند . آنچه به آنان گفتم آنگونه كردند  .

تو كه بعد از من شاه خواهي بود از دروغ سخت بپرهيز . مردي كه خواهد دروغزن بود نيك كيفر ده. اگر چنين مي انديشي بايد كشورم در امان باشد . آنهايي كه پيشتر شاه بودند در آن مدت ، آنچه را كه من در يك سال و اندي به خواست اهورامزدا كردم نكردند . از آن رو اهورامزدا مرا ياري كرد، چون بدكردار نبودم ، دروغزن نبودم ، خطاكار نبودم ، نه من ، نه دودمانم . بر پايه راستي رفتار كردم : نه به ناتوان و نه به توانا بد كردم ، مردي كه با خاندانم همكاري كرد او را نيك پاداش دادم و آنكه زيانكاري كرد ، او را نيك كيفر دادم . تو كه سپس شاه خواهي بود ، مردي كه دروغزن يا خطاكار است او را دوست مباش و او را نيك كيفر ده . تو كه سپس اين نوشته ها را كه من نوشتم ، يا اين نگاره ها را ببيني ، آنها را ويران مكن ، تا جايي كه ممكن است آنها را بپاي ، تا زماني كه تندرست باشي . هر آنكه اهورامزدا را بپرستد ، بخشش وي از آن او خواهد بود ، هم در زندگي و هم پس از مرگ .

اهورا مزدای بزرگ بزرگترین خدایان . او داریوش را شاه آفرید . او به وی شاهی را ارزانی فرمود و به خواست اهورامزدا داریوش شاه شد . این کشور پارس که اهورامزدا بمن ارزانی فرمود زیباست و دارای اسبان خوب و مردان خوب است به خواست اهورامزدا داریوش شاه از هیچکس نمی ترسد . خدای بزرگ این کشور را از دشمن - خشکسالی و دروغ محفوظ فرماید .

 

خشایارشاه هخامنشی فرزند داریوش بزرگ :

خشیارشا بزرگ : بسیار کارهای زیبای دیگر در این پارسه انجام شد که من و پدرم کرده ایم . هر کاری که به دیده زیبا می باشد به یاری خداوند ما کردیم . تو که در روزگار پسین ( آینده ) می آیی به آن دستورهایی که اهورامزدا فرموده رفتار کن تا در زندگانی شاد و پس از مرگ خجسته باشی . تو اي بنده ! نيك بدان كه -  که هستي  توانايي هايت كدام و رفتارت چه گونه است . مپندار كه زمزمه هاي پنهاني و در گوشي بهترين سخن است . بيش تر به آني گوش فرا دار كه بي پرده ميشنوي . تو اي بنده ! بهترين كار را از توان مندان ندان و بيش تر به چيزي بنگر كه از ناتوانان سر ميزند  . ( برگفته از کتيبه نقش رستم در پارس )

 از بیانات شاهنشاه بهرام گور به مناسبت تاجگذاری اش

بهرام گور پس از جلوس بر تخت شاهنشاهی کارگزاران دولتی خود را نصیحت میکند و میگوید مبادا بر مردم تنگدست و ضعیف سختگیری کنید . سعی کنید در جهت نیکی به مردم قدم بردارید زیرا این جهان به کسی باقی نیست و همگان رفتنی هستیم . بی آزار باشید و به مردم و همسایگان نیکی کنید . من برای راحتی مردم رنج تن را تحمل میکنم و دوست دارم مردم در همه حال شاد باشند زیرا دین زرتشت مرا فرمان به شاد بودن میدهد و دوست دارم مردمانم شاد زندگی کنند . از یزدان پرستی دور نشوید که تنها اوست که یاری دهنده ماست . خرد و دانش را برای مردم هدیه کنید و دانش پژوهان را قدرت دهید تا مردم آگاه شوند . خردمندان و عاقلان را از بارگاه من دور نکیند که آگاه بودن مردم مایه خوشبختی من است . از بودجه کشور برای نیازمندان بردارید و آنان را بی نیاز کنید مخصوصا خردمندان را بال و پر دهید تا دیگران را فرهنگ دهند . سعی کنید رنجهای مردم را کم کنید زیرا این وظیفه ماموران پادشاه است و به جای غم و اندوه آنان - شادی و نشاط و زندگی خوش هدیه بیاورید 

سی باقی نیست و همگان رفتنی هستیم . بی آزار باشید و به مردم و همسایگان نیکی کنید . من برای راحتی مردم رنج تن را تحمل میکنم و دوست دارم مردم در همه حال شاد باشند زیرا دین زرتشت مرا فرمان به شاد بودن میدهد و دوست دارم مردمانم شاد زندگی کنند . از یزدان پرستی دور نشوید که تنها اوست که یاری دهنده ماست . خرد و دانش را برای مردم هدیه کنید و دانش پژوهان را قدرت دهید تا مردم آگاه شوند . خردمندان و عاقلان را از بارگاه من دور نکیند که آگاه بودن مردم مایه خوشبختی من است . از بودجه کشور برای نیازمندان بردارید و آنان را بی نیاز کنید مخصوصا خردمندان را بال و پر دهید تا دیگران را فرهنگ دهند . سعی کنید رنجهای مردم را کم کنید زیرا این وظیفه ماموران پادشاه است و به جای غم و اندوه آنان - شادی و نشاط و زندگی خوش هدیه بیاورید . (  برگفته از گفتار فردوسي بزرگ درباره پادشاهي بهرام گور )

 متن کتیبه شاهنشاه شاپور یکم برای امپراتوری بزرگ ایران در کعبه زرتشت

و چون ایزدان شاهنشاهيهاي ما را یاری دادند و به کمک آنان همه شاهنشینها را به تصرف در آوریدم بنابراین ما در این شهرها آتشکده های بسیاری بنا نمودیم و موبدان بسیاری را از خود خشنود ساختیم تا اهورامزدا بزرگ را ستایش کنیم و فرمان دادیم تا در کنار این نبشته بیادبود و شادی روان ما و نیاکان ما آتش افتخار به نام شاپور بنا شود . و باز هم آتش افتخار دیگری به نام آذر ناهید یا آتورناهید به خاطر شادی روان فرزند ما هرمزد اردشیر بزرگ شاه ارمنستان بنا گردد و سپس آتش افتخار دیگری به نامهای نرسی و روان آریایی مزداپرست او بپا کردند . سپس برای این آتشکده ها هدایای تقدیم شد که همگی در لیست فهرستهای نظامی دولت به ثبت رسید . به خاطر شادی روان ما هر روز یک بره و یک مودی و نیم ( 40 لیتر ) غله و شراب هدیه تقدیم شد . ( تمدن ايران ساساني اثر لوکونين )

 

 

 

  نوشته شده در  جمعه 1387/06/01ساعت   توسط افشین پورکوروش  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM