تبليغاتX
منم افشین پور کوروش از دیار سرزمین آتش
 
 

لازم شدتا اعتقادات مذهبی خودم رابازگو نمایم من فهمیدم که دراین دنیای مجازی چه انسانهایی هستند که حرفهای وطن پرستی ومزداپرستی سر می دهند ولی هیچ باوری به حرفهای خودشان ندارند وبازرتشتیانی روبرو شدم که ابتدا باورشان براین بود که هم کیششان هستم وباآغوشی باز می آمدند وقتی که متوجه اعتقاداتم می شدند مراپیرو دینی  خودساخته می نامیدند به یاد یکی از دوستان مجازی ام افتادم که می گفت:"من دینی ندارم فقط به خدا اعتقاددارم همین..ونیازی به پیروی دیگر پیامبران ندارم".

حال پس از 6سال کنکاش در خصوص دین واقعی خدا وند بزرگ من به تجربیاتی رسیدم برایم مهم نبود که دین واقعی کدام بود اگرروزی کشف می کردم که دین واقعی خدا بودایی بود من یک بودایی بودم.

حال من امروز خیلی خوشحالم که دین واقعی خدا را درک کردم واز سرگردانی وبی دینی بیرون آمدم درروزهای اول من همه چیز رانفی کردم حتی خدارا!گفتم خدایی نیست به مکتب مادی گرایی روی آوردم وفکر می کردم برای این میگند که خدایی هست که اگر همه بربی خدایی زباور داشته بتشد جهان نابود خواهد شد وجنایت وخونریزی همه جارا فرا خواهد گرفت..بعدا که خدا رایافتم دلم آرام گرفت حال باید سراغ یک  دینی می رفتم ابتدا تورات راخواندم  مزخرف ترین کتابی که درتمام عمرم خواندم بودکه حتی یک بچه 6ساله هم به چنین قصه هایی باور نمیکرد وقتی در تورات خواندم(( "پیامبر حضرت یعقوب بر خداوند کشتی گرفت ویعقوب توانست پای راست خدا! رابگیرد وزمین بیاندازد ویهوه از یعقوب می پرسد توکیستی ویعقوب جواب می دهد من یعقوبم پیامبر یهوه "ویهوه با تعجب می پرسد یعقوب تو هستی!!!من تو رانشناختم)).

ازخنده ترکیدم وکتاب مزخرف تورات راپرت کردم وبه حال یهودانی که به چنین کتابی اعتقاد دارند ودر گمراهی غرق هستند خیلی ناراحت شدم بیچاره یهودیها فکر می کنند همه آنها بهشت می روند چون یهوه گفته است "که بنی اسراییل قوم بر گزیده من است!!!.

به سراغ انجیل رفتم وانجیل های 4گانه گاه باهم ضد!مگند که 70سال پس از عروج حضرت مسیح توسط قدیسین وپیروانش نگاشته شد ه اند.اما انجیل مهربانتر وآزادتر از تورات بود وحرفهای منطقی ولی نگاشته ایی بشری بود((هیچ چیز موجب نجس شدن انسان نمی شودمگر زبان وکردار انسانها ))هرآدم عاقلی می فهمید که انجیل نوشته ایی عادی ودست نویس بشر است اتفاقا مسیحی ها هم آنرا نوشته خدا یا مسیح نمی دانند..در انجیل چیز خاصی نیافتم .اینکه مسیحی ها مسیح را پسر خدا می دانند برایم غیرقابل تحمل وچندش آور بود وندای قلبی ام باچنین نوشته ایی به هیجان در نمی آمد (در سال سوم دبرستان وپیش دانشگاهی مشغول تفکر مادی گرایی –یهودی –مسیحی بودم).......

وحال باید سراغ دین زرتشت می رفتم در سال اول دانشگاه من فقط کتابهایی درمورد دین زرتشت می خواندم هفته ایی 2کتاب تمام می خواندم هیجانم بیشتر شد قلبم تپش بیشتری یافت یادم هست درآخر ترم دوم وقتی مشغول تحویل دادن بیست ودومین کتاب به کتابدار بودم کتابدار باتعجب پرسیدم شما در طی این 9ماه 22کتاب خواندید با این کتابها جه می کنید مگر در حال نوشتن کتابی هستید؟؟من فقط لبخند زدم..

شرح وحال اشوزرتشت وکورش بزرگ وهمچنین فلسفه اشوزرتشت فکر می کردم وقتی یسنا وگاتاها را خواندم قلبم تپش بیشتری یافت اشک از چشمانم جاری می شد ندای پیامبری شنیدم که میگفت"گله ورمه ام اندک است "باسوزی تمام از خدایش سوالاتی می نمود به حرفهای او دقت کردم وزجرهایش راشنیدم..اگرچنین شخصی به دروغ ادعای پیامبری می کردچه سودی به او می رسید؟؟ جزء این بود که اورا از سرزمینش راندند وبر اوستیز کردند همچو حضرت محمد بر او توهین کردند واورا جادوگر خواندند.

سوالات خالصانه اشوزرتشت که اینک اورا پیامبر می دانستم در من اثر کرد.

جزءسختی بر  اشو زرتشت او را چه سود دنیایی آمد؟؟؟جزء اینکه اورا ازدیارش راندندوپیام را نپذیرفتند.

در سال دوم وسوم دانشگاه زرتشتی شدم ودرترم 5اعتقاداتم به اوج رسید به حدی که میخواستم دیگران را به این دین دعوت کنم ویادم هست وقتی که از حیاط دانشگاه می گذشتم دستانی را که همانند اسلحه ایی می ماند به سمت من نشانه می رفت ومرا کافر می نامیدند..

یادم هست بااستاد متون فقه (رشته ام حقوق)درگیرشدم زمانیکه او می گفت "زرتشتی ها کافر غیر کتابی!اند!!ویادم هست نمره متون فقه ام 11شد

گرچه بامرور زمان من فقط به یسنا وگاتاها باور آوردم واز وندیداد دوری جستم فهمیدم که دین زرتشت توسط مغان ساسانی جاه طلب منحرف شده است..وفهمیدم که آنان هر گز نور(آتش)رانفهمیدند.

من هنوز در شک بودم آیاواقعا دین واقعی خدا بزرگ آیین اصیل زرتشت است؟

ازسوال اشوزرتشت از خدای بزرگ درتعجب افتادم"ازتو پرسش می کنم ای مزدا :آیا آنانی که دین از من پذیرفتند قرین رستگاری خواهند شد؟؟ اینان از بخشایش های سرمدی اهورایی برخوردار خواهند شد؟؟؟(یسناهات44)شاید هیچ پیامبری چنین سوالاتی زیبا نکرده باشد !!

سوالاتی ذهنم را به ولوله می انداخت:1-اگرآیین زرتشت دین واقعی است.پس چراپیروانش کمتر از 500هزار نفر است درصورتیکه جمعیت جهان 5/6ملیارد است؟اگر آیین زرتشت دینی واقعی است چراپیروانش آنقدر خوارشدند ونابود شدند وازآنان جزء اندکی اثری نیست؟؟

بطوریکه جهانیان آنان را نمی شناسند؟؟

مرحله آخر خواندن تمامی ترجمه قران بود با خواندن ترجمه درست قران .ندای قلبی ام می گفت این کلام خداست من که به فلسفه اشوزرتشت باورداشتم درسوره نور آنرادرقران یافتم .

در سوره نور می فرماید:خدا نور آسمان وزمین است .داستان نورش به مشکاتی می ماند که درآن روشن چراغی باشد وآن چراغ درمیان شیشه ایی که از تلالو آن گویی ستاره ایی است درخشان وروشن تر از درخت مبارکه زیتون که بی آنکه آتشی زیت آنرا برافروزخود به خود جهانی را روشن بخشد(سوره نور آیه 25)(عین ترجمه قران)

زرتشتیان نیک می دانند آیه فوق بات فلسفه  اشوزرتشت درمورد نور(آتش وماهیت خدا)کاملا مطابق است

شباهت های قرآن با اوستا برایم جای سوال بود به نتیجه دیگری رسیدم خدای یسنا .قرآن یکی است!!!

در هردو کتاب داریم که خداوند جهان را در 6مرحله(روز)آفرید دراوستا می خوانیم خداوند در روز ششم انسان راآفرید آیابرایتان جای تعجب نیست که هردوکتاب(قران واوستا) می گویندما جهان را در 6روز آفریدیم ..خداوند در قران  می فرماید :من درمیان هر امتی وهرزمانی پیامبری را برگزیدم ...

آیا برایتان سوالی نیست که برای ایران کدام پیامبر ناز شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگر به قران باور دارید به پیامبری برای ایران باورداشته باشید.خداوند می فرماید 124هزار پیامبر را فرستادیم پس ممکن است برای هند روم جین ژاپن ایران اعراب آفریقا آمریکا(سرخپوستها)پیامبری برگزیده باشد...یک چیز برایم جالب بود همین چندروز پیش در شبکه 4شنیدم که یک سرخپوست قبیله ماآیی می گفت :دراعتقادات مذهبی ما 4عنصر مقدس است :خاک باد آب آتش از این حرف شوکه شدم آخر سرخپوست ها کجا .ودین زرتشت کجا؟/بهترین مدرک جهت اثبات زرتشت این است که حضرت محمد  یهود ومسیحی وزرتشتی را اهل کتاب می داند ودیگران راغیر کتابی معرفی می کند وادیان مسیحی یهودی زرتشتی ومندایی(پیروان حضرت یحیی)رااهل کتاب می داند پس باید زرتشت پیامبر خدا باشد که دین اسلام دین زرتشت را مساوی دین بودا ومانوی هندویی و..... نمیداند بلکه برای زرتشتیان احترامی بیش از یک بودایی وبرهمنی ومزدکی ومانوی قایل است .حضرت محمد درزمان حیاتش زرتشتیان را اهل کتاب می داند ودر روز عید نوروز می گوید :عید نوروز روزی عزیز است واز دست یک ایرانی حلوا می گیرد

خلاصه اعتقاداتم به این شکل است:

1-تسنن(بدون اعتقاد به ابوبکروعمرو...)+پیامبری اشوزرتشت(یکی از124هزارپیامبر) =دین واقعی

2-اعتقادی به امامان ندارم وآنراساختگی می دانم اگرتشیع مذهبی اصیل است چرا نامی از امامانشان در قران نیست ؟؟؟شیعیان طوری رفتار میکنند که امامان خود را بالاتر از حضرت محمد (ص)وحضرت یوسف ومسیح میدانند وبرای حضرت یوسف جوک می سازند وچهره اورا درفیلم می آرایندولی حاضرنیستند چهره امامانشان را درفیلم نشان دهند!!!!!اگر کسی بر پیامبرشان !!(حضرت یوسف و مسیح )توهین کند مهم نیست ولی اگر بر امام حسین توهین شود تو را خواهند کشت.... وحضرت موسی وعیسی راتمسخر می کنند

همین دیروز(جمعه در شبکه دو)درکارتونی دیدم که موسی را مسخره کردند واورا گنهکار به بچه ها شناختند.یک شیعه می گوید :قلبم در کربلاست ولی چراهیچ شیعه ایی نمی گوید :قلبم در مکه یا مدینه است؟؟؟شیعیان می گویند امامان ما معجزه می کند!ولی خود قران می فرمایدکه تمامی معجزات را ما به پیامبران نشان دادیم  همان خدایی که درمورد حضرت یوسف (ع)درقران کریم  میفرماید..اگر لطف خاص خدا وبرهان روشن حق راندیده بود دروصل آن زن اهتمام میکرد وما این چنین کردیم تا قصد بد وعمل زشت از او بر گردانیم(سوره یوسف آیه 24).من هرگز معنای امام را نفهمیدم آری آنان انسانهایی خوب بودند ولی من برای آنان مقام پیامبری قایل نیستم من حسین(ع)را چون نوه پیامبر است دوست دارم نه بیشتر.

4-معتقدم تمامی ادیان(دین واقعی) بواسطه انسان منحرف شدند وبرخی بیش وبرخی کم..............

  نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت   توسط افشین پورکوروش  | 
مسئله ازدواج از دیرباز در میان اقوام و جوامع مختلف به صورتهای گوناگون مطرح بوده است. اما ثبت رسمی آن و پیدا شدن اسناد و قباله‌های ازدواج پدیده‌ای است نسبتاً متأخر. با این حال، اسنادی از ازدواج در میان ایرانیان یافت شده که سابقه این پدیده را در ایران به زمانی دورتر می‌برد و ما را با موضوعاتی که از دوره ساسانی برای ایرانیان مطرح بوده، آشنا می‌سازد. این اسناد در میان متون پهلوی و پازند یافت شده و با آنکه به دوران پس از اسلام تعلق دارند، اما در ادامه سنت پیشین ایرانیان تنظیم شده‌اند. این اسناد را دکتر سعید عریان، متخصص زبانهای باستانی و رئیس پژوهشکده زبان و گویش به فارسی برگردانده است که توضیحات وی را در این خصوص می‌خوانیم:
* آیا منابعی برای بررسی عقد و ازدواج در ایران باستان موجود است؟
_ مسئله ازدواج در ایران از کهن‌ترین ایام خیلی مهم بوده است. کهن‌ترین اشاره‌ای که به ازدواج به صورت مستقیم می‌شود، در گاهان است (گاه 53، بندهای 3 _ 8) که به ازدواج «پوروچیستا»، دختر زردشت، و ازدواج دیگر دختران زردشت اشاره می‌کند. از آن زمان به بعد هم مسئله ازدواج در تمام متون مکتوب از اوستا تا دوره میانه و تا امروز مسئله مهمی بوده است.
ازدواج در ایران پیش از اسلام را بر اساس سه گروه اسناد و مدارک می‌توان بررسی کرد: (1) منابع روایی؛ روایت‌هایی که در منابع ایرانیان مسلمان یا در آثار غیر ایرانی آمده است. (2) منابعی که به تبع موضوعات فقهی، حقوقی، اجتماعی و فرهنگی در مورد مسائل ازدواج بحث می‌کند؛ مثل موارد متعددی که در متن پهلوی «صد در نثر صد در بندهش» آمده است. در «دادستان دینیگ» ابعاد فقهی و اهمیت‌های فرهنگی ازدواج مطرح شده و در «مادیان هزار دادستان» مسائل حقوقی ازدواج طرح شده است و تمام اینها نشان‌دهنده اهمیت ازدواج است. (3) اسناد و قباله‌های ازدواج که در آنها مسائل مربوط به ازدواج صریحاً مطرح می‌شود.
البته هیچ کدام از این منابع به‌تنهایی برای روشن کردن مسائل ازدواج کافی نیست و باید از تمام منابع بهره‌ برد.
* چه تعدادی اسناد و قباله ازدواج به دست ما رسیده است؟
_ من شش سند بیشتر پیدا نکردم. این قباله‌ها هم اسناد تیپ هستند. یعنی متعلق به شخص خاصی نیست و هیچ شباهتی به قباله‌های بازمانده از دوره اسلامی ندارند که خیلی زیبا هستند، تنوع آنها زیاد است و متعلق به افراد مختلف‌اند. این قباله‌های تیپ درست مثل قباله‌های ازدواج کنونی هستند که جای اسم و تاریخ آن خالی است و فقط ساختار سند حفظ شده است. مثلاً در این متنها آمده: «در فلان روز و فلان ماه و در فلان سال و در فلان شهر» و «فلان شخص پسر بهمان، پسر بهمان، پسر بهمان»، این نشان می‌دهد که وقتی ازدواج صورت می‌گرفته، اسمها را در جای خالی می‌گذاشتند.
* این شش قباله مانند هم هستند؟
_ خیر. البته از نظر ساختار یکی است اما از نظر شیوه بیان و محتوا و مندرجات یکسان نیستند. برخی طولانی و برخی خیلی کوتاه و فشرده‌اند. از این میان، سه متن طولانی‌تر است: «درباره پیمان کدخدایی» که فقط متن پهلوی آن در دست است، نکاح از روش ایران که فقط تحریر پازند آن در دست است و بلندترین و فاخرترین و زیباترین سند است، «آخرین پیمان پهلوی یا پیمان کدخدایی» که هم تحریر پازند و هم متن پهلوی آن به جا مانده است. سه سند کوتاه دیگر هم داریم که خیلی کوچک‌اند و از آنها تحت عنوان «سه متن دعایی مربوط به ازدواج» اسم بردم: «دعای نکاح گفتن»، «دعای پیمانی» و «آفرین بزرگان» هر سه هم به تحریر پازند باقی مانده است.
* این اسناد متعلق به چه زمانی هستند؟
_ کهن‌ترین آن متن پهلوی «درباره پیمان کدخدایی» متعلق به سال 627 یزدگردی (حدود 1278 م) است. بعد از آن، «آخرین پیمان پهلوی» متعلق به 767 یزدگردی (حدود 1418 م) است که سومین سند بلند است. در این دو سند تاریخ تصریح شده است.
* اگر تاریخ دارد، پس چگونه می‌گوییم اسناد تیپ هستند؟
_ دو چیز نشان می‌دهد این اسناد، اسناد تیپ‌اند: تعداد این قباله‌ها زیاد نیست و تنوعی در میان آنها وجود ندارد. سال فقط در دو سند ذکر شده، روز و ماه هم زیاد مشخص نیست. در این میان احتمالاً اسناد بلندتر و فاخرتر متعلق به خانواده‌های مرفه‌تر بوده‌ است. این مسئله را در قباله‌های خطی دوره اسلامی هم می‌بینیم. در قباله‌های خانواده‌های بزرگ خط و نقاشی و تذهیب بیشتری به کار رفته است. به این ترتیب، از روی اسناد می‌توان دریافت که تنظیم آن برای طبقات مختلف اجتماعی متفاوت بوده است.
* در این اسناد چه موضوعاتی ذکر شده است؟
_ معمولاً آغاز سند با ستایش هرمزد آفریننده و دعاهای مختلف، مثل اَهونَوَر، یَتا اَهووَیریو، دعای خشنوتَرَه (= طلب خشنودی هرمزد) و دعای فْرَوَرانه (دعای تسلیم و شهادت) است. در اسناد بلند مانند «نکاح از روش ایران»، همه گونه دعا و بخشهایی از یسنا و یشتها ذکر می‌شود تا با دعای بیشتر، ازدواج را متبرک‌تر کنند.
بدنه اصلی سند مشخصات مربوط به دو طرف ازدواج و تعهدات آنها و مهریه ذکر می‌شود. تأیید و یا به قول امروز، امضای شهود را هم در آنجا می‌بینیم. مثلاً در قباله «درباره پیمان کدخدایی»، آمده: «... بهمان هم بهمان را به پادشایی(زنی) قبول کرد و پس از (منعقد) کردن این پیمان، بهمان هم بهمان را به‌خوبی پسندید (و به او) علاق‌مند شد، و (گرفتن) سه هزار درهم سیمین شهر آورش (= رایج کشور) بابت گُهری.... و بهمان (دختر) بهمان هم این اختیارداری (= مالکیت) در برابر سه هزار درهم گُهری را با اشتیاق پذیرفت... و پدر بهمان بهمانان، بر این (امر) شهادت داد...»
همانطور که می‌بینید در این سند تأیید شهود هم هست. قباله با دعا برای عروس و داماد و آرزوی روزهای خوب و زندگی خوش و دعاهای خاص دیگر تمام می‌شود.
آن چه در قسمت اصلی سند اهمیت دارد، مسئله تعهدات پسر به دختر از جمله مهریه است که در متون پهلوی «گُهریگ» نام برده شده است.
* مهریه در چه حد بوده و چه ویژگیهایی برای آن ذکر شده است؟
_ در این اسناد، مهریه مقدار بسیار زیادی بوده است. در متن «درباره پیمان کدخدایی»، 3000 درهم سیمین شهر آورش یعنی 3000 پول نقره رایج به عنوان مهریه ذکر شده است. در «نکاح از روش ایران»، مهریه 2000 درهم سیم‌ ناب ویژه (=نقره خالص) و 2 دینار زر سرخ سلطانی است. در «آخرین پیمان پهلوی» و «دعای نکاح گفتن» از 2000 درهم سیم سپید ویژه (=نقره خالص) و 2 دینار (= پول طلا) زرسرخ سره (=خالص) نیشابوری به عنوان مهریه نام برده شده است. شما در کتاب «راهنمای سکه‌ها» وزن درهم نقره را پیدا کنید و در 3000، تعداد آن ضرب کنید و با قیمت نقره امروز محاسبه کنید، ببینید چه مبلغی به دست می‌آید. در مورد دینار طلا هم همین طور.
مهریه بسیار سنگین بوده است. مسئله مهم دیگر تعهدی است که داماد در برابر این پول می‌کند و امروزه از آن به عندالمطالبه تعبیر می‌کنیم. امروزیها هم غالباً متوجه معنای آن نمی‌شوند. اما در اسناد مذکور، به معنی واقعی مفهوم عندالمطالبه را در می‌یابیم. در تمام این اسناد پسر تعهد می‌کند که این پول را به مالکیت دختر درآورد، در هر لحظه‌ای که بخواهد و هر چقدر از آن را که بخواهد. حتی در متن «نکاح از روش ایران» آمده: چه شب و چه روز دارایی خود را بخواهد، من موظفم آن را در اختیارش بگذارم. یعنی از آن لحظه به بعد، پول به امانت نزد داماد است و مال خودش نیست.
* از میزان مهریه در میان مردم عادی هم اطلاعی در دست است؟
_ اطلاعی نداریم. آن چه مانده، همین چند سند است. اما حدوداً از قرن 15 و 16میلادی (قرن نهم هجری) به بعد دیگر مهریه در قباله‌های ازدواج وجود ندارد و آرام آرام منسوخ می‌شود. چون در قباله‌های عقد امروز زردشتیان هم نیست. علت هم روشن است. چون طلاق غیرقانونی می‌شود. در دوره‌ای که مهریه سنگین است، طلاق هم هست.
* از طلاق در آن زمان چه می‌دانیم؟


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/06ساعت   توسط افشین پورکوروش  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM