لازم شدتا اعتقادات مذهبی خودم رابازگو نمایم من فهمیدم که دراین دنیای مجازی چه انسانهایی هستند که حرفهای وطن پرستی ومزداپرستی سر می دهند ولی هیچ باوری به حرفهای خودشان ندارند وبازرتشتیانی روبرو شدم که ابتدا باورشان براین بود که هم کیششان هستم وباآغوشی باز می آمدند وقتی که متوجه اعتقاداتم می شدند مراپیرو دینی خودساخته می نامیدند به یاد یکی از دوستان مجازی ام افتادم که می گفت:"من دینی ندارم فقط به خدا اعتقاددارم همین..ونیازی به پیروی دیگر پیامبران ندارم".
حال پس از 6سال کنکاش در خصوص دین واقعی خدا وند بزرگ من به تجربیاتی رسیدم برایم مهم نبود که دین واقعی کدام بود اگرروزی کشف می کردم که دین واقعی خدا بودایی بود من یک بودایی بودم.
حال من امروز خیلی خوشحالم که دین واقعی خدا را درک کردم واز سرگردانی وبی دینی بیرون آمدم درروزهای اول من همه چیز رانفی کردم حتی خدارا!گفتم خدایی نیست به مکتب مادی گرایی روی آوردم وفکر می کردم برای این میگند که خدایی هست که اگر همه بربی خدایی زباور داشته بتشد جهان نابود خواهد شد وجنایت وخونریزی همه جارا فرا خواهد گرفت..بعدا که خدا رایافتم دلم آرام گرفت حال باید سراغ یک دینی می رفتم ابتدا تورات راخواندم مزخرف ترین کتابی که درتمام عمرم خواندم بودکه حتی یک بچه 6ساله هم به چنین قصه هایی باور نمیکرد وقتی در تورات خواندم(( "پیامبر حضرت یعقوب بر خداوند کشتی گرفت ویعقوب توانست پای راست خدا! رابگیرد وزمین بیاندازد ویهوه از یعقوب می پرسد توکیستی ویعقوب جواب می دهد من یعقوبم پیامبر یهوه "ویهوه با تعجب می پرسد یعقوب تو هستی!!!من تو رانشناختم)).
ازخنده ترکیدم وکتاب مزخرف تورات راپرت کردم وبه حال یهودانی که به چنین کتابی اعتقاد دارند ودر گمراهی غرق هستند خیلی ناراحت شدم بیچاره یهودیها فکر می کنند همه آنها بهشت می روند چون یهوه گفته است "که بنی اسراییل قوم بر گزیده من است!!!.
به سراغ انجیل رفتم وانجیل های 4گانه گاه باهم ضد!مگند که 70سال پس از عروج حضرت مسیح توسط قدیسین وپیروانش نگاشته شد ه اند.اما انجیل مهربانتر وآزادتر از تورات بود وحرفهای منطقی ولی نگاشته ایی بشری بود((هیچ چیز موجب نجس شدن انسان نمی شودمگر زبان وکردار انسانها ))هرآدم عاقلی می فهمید که انجیل نوشته ایی عادی ودست نویس بشر است اتفاقا مسیحی ها هم آنرا نوشته خدا یا مسیح نمی دانند..در انجیل چیز خاصی نیافتم .اینکه مسیحی ها مسیح را پسر خدا می دانند برایم غیرقابل تحمل وچندش آور بود وندای قلبی ام باچنین نوشته ایی به هیجان در نمی آمد (در سال سوم دبرستان وپیش دانشگاهی مشغول تفکر مادی گرایی –یهودی –مسیحی بودم).......
وحال باید سراغ دین زرتشت می رفتم در سال اول دانشگاه من فقط کتابهایی درمورد دین زرتشت می خواندم هفته ایی 2کتاب تمام می خواندم هیجانم بیشتر شد قلبم تپش بیشتری یافت یادم هست درآخر ترم دوم وقتی مشغول تحویل دادن بیست ودومین کتاب به کتابدار بودم کتابدار باتعجب پرسیدم شما در طی این 9ماه 22کتاب خواندید با این کتابها جه می کنید مگر در حال نوشتن کتابی هستید؟؟من فقط لبخند زدم..
شرح وحال اشوزرتشت وکورش بزرگ وهمچنین فلسفه اشوزرتشت فکر می کردم وقتی یسنا وگاتاها را خواندم قلبم تپش بیشتری یافت اشک از چشمانم جاری می شد ندای پیامبری شنیدم که میگفت"گله ورمه ام اندک است "باسوزی تمام از خدایش سوالاتی می نمود به حرفهای او دقت کردم وزجرهایش راشنیدم..اگرچنین شخصی به دروغ ادعای پیامبری می کردچه سودی به او می رسید؟؟ جزء این بود که اورا از سرزمینش راندند وبر اوستیز کردند همچو حضرت محمد بر او توهین کردند واورا جادوگر خواندند.
سوالات خالصانه اشوزرتشت که اینک اورا پیامبر می دانستم در من اثر کرد.
جزءسختی بر اشو زرتشت او را چه سود دنیایی آمد؟؟؟جزء اینکه اورا ازدیارش راندندوپیام را نپذیرفتند.
در سال دوم وسوم دانشگاه زرتشتی شدم ودرترم 5اعتقاداتم به اوج رسید به حدی که میخواستم دیگران را به این دین دعوت کنم ویادم هست وقتی که از حیاط دانشگاه می گذشتم دستانی را که همانند اسلحه ایی می ماند به سمت من نشانه می رفت ومرا کافر می نامیدند..
یادم هست بااستاد متون فقه (رشته ام حقوق)درگیرشدم زمانیکه او می گفت "زرتشتی ها کافر غیر کتابی!اند!!ویادم هست نمره متون فقه ام 11شد
گرچه بامرور زمان من فقط به یسنا وگاتاها باور آوردم واز وندیداد دوری جستم فهمیدم که دین زرتشت توسط مغان ساسانی جاه طلب منحرف شده است..وفهمیدم که آنان هر گز نور(آتش)رانفهمیدند.
من هنوز در شک بودم آیاواقعا دین واقعی خدا بزرگ آیین اصیل زرتشت است؟
ازسوال اشوزرتشت از خدای بزرگ درتعجب افتادم"ازتو پرسش می کنم ای مزدا :آیا آنانی که دین از من پذیرفتند قرین رستگاری خواهند شد؟؟ اینان از بخشایش های سرمدی اهورایی برخوردار خواهند شد؟؟؟(یسناهات44)شاید هیچ پیامبری چنین سوالاتی زیبا نکرده باشد !!
سوالاتی ذهنم را به ولوله می انداخت:1-اگرآیین زرتشت دین واقعی است.پس چراپیروانش کمتر از 500هزار نفر است درصورتیکه جمعیت جهان 5/6ملیارد است؟اگر آیین زرتشت دینی واقعی است چراپیروانش آنقدر خوارشدند ونابود شدند وازآنان جزء اندکی اثری نیست؟؟
بطوریکه جهانیان آنان را نمی شناسند؟؟
مرحله آخر خواندن تمامی ترجمه قران بود با خواندن ترجمه درست قران .ندای قلبی ام می گفت این کلام خداست من که به فلسفه اشوزرتشت باورداشتم درسوره نور آنرادرقران یافتم .
در سوره نور می فرماید:خدا نور آسمان وزمین است .داستان نورش به مشکاتی می ماند که درآن روشن چراغی باشد وآن چراغ درمیان شیشه ایی که از تلالو آن گویی ستاره ایی است درخشان وروشن تر از درخت مبارکه زیتون که بی آنکه آتشی زیت آنرا برافروزخود به خود جهانی را روشن بخشد(سوره نور آیه 25)(عین ترجمه قران)
زرتشتیان نیک می دانند آیه فوق بات فلسفه اشوزرتشت درمورد نور(آتش وماهیت خدا)کاملا مطابق است
شباهت های قرآن با اوستا برایم جای سوال بود به نتیجه دیگری رسیدم خدای یسنا .قرآن یکی است!!!
در هردو کتاب داریم که خداوند جهان را در 6مرحله(روز)آفرید دراوستا می خوانیم خداوند در روز ششم انسان راآفرید آیابرایتان جای تعجب نیست که هردوکتاب(قران واوستا) می گویندما جهان را در 6روز آفریدیم ..خداوند در قران می فرماید :من درمیان هر امتی وهرزمانی پیامبری را برگزیدم ...
آیا برایتان سوالی نیست که برای ایران کدام پیامبر ناز شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر به قران باور دارید به پیامبری برای ایران باورداشته باشید.خداوند می فرماید 124هزار پیامبر را فرستادیم پس ممکن است برای هند روم جین ژاپن ایران اعراب آفریقا آمریکا(سرخپوستها)پیامبری برگزیده باشد...یک چیز برایم جالب بود همین چندروز پیش در شبکه 4شنیدم که یک سرخپوست قبیله ماآیی می گفت :دراعتقادات مذهبی ما 4عنصر مقدس است :خاک باد آب آتش از این حرف شوکه شدم آخر سرخپوست ها کجا .ودین زرتشت کجا؟/بهترین مدرک جهت اثبات زرتشت این است که حضرت محمد یهود ومسیحی وزرتشتی را اهل کتاب می داند ودیگران راغیر کتابی معرفی می کند وادیان مسیحی یهودی زرتشتی ومندایی(پیروان حضرت یحیی)رااهل کتاب می داند پس باید زرتشت پیامبر خدا باشد که دین اسلام دین زرتشت را مساوی دین بودا ومانوی هندویی و..... نمیداند بلکه برای زرتشتیان احترامی بیش از یک بودایی وبرهمنی ومزدکی ومانوی قایل است .حضرت محمد درزمان حیاتش زرتشتیان را اهل کتاب می داند ودر روز عید نوروز می گوید :عید نوروز روزی عزیز است واز دست یک ایرانی حلوا می گیرد
خلاصه اعتقاداتم به این شکل است:
1-تسنن(بدون اعتقاد به ابوبکروعمرو...)+پیامبری اشوزرتشت(یکی از124هزارپیامبر) =دین واقعی
2-اعتقادی به امامان ندارم وآنراساختگی می دانم اگرتشیع مذهبی اصیل است چرا نامی از امامانشان در قران نیست ؟؟؟شیعیان طوری رفتار میکنند که امامان خود را بالاتر از حضرت محمد (ص)وحضرت یوسف ومسیح میدانند وبرای حضرت یوسف جوک می سازند وچهره اورا درفیلم می آرایندولی حاضرنیستند چهره امامانشان را درفیلم نشان دهند!!!!!اگر کسی بر پیامبرشان !!(حضرت یوسف و مسیح )توهین کند مهم نیست ولی اگر بر امام حسین توهین شود تو را خواهند کشت.... وحضرت موسی وعیسی راتمسخر می کنند
همین دیروز(جمعه در شبکه دو)درکارتونی دیدم که موسی را مسخره کردند واورا گنهکار به بچه ها شناختند.یک شیعه می گوید :قلبم در کربلاست ولی چراهیچ شیعه ایی نمی گوید :قلبم در مکه یا مدینه است؟؟؟شیعیان می گویند امامان ما معجزه می کند!ولی خود قران می فرمایدکه تمامی معجزات را ما به پیامبران نشان دادیم همان خدایی که درمورد حضرت یوسف (ع)درقران کریم میفرماید..اگر لطف خاص خدا وبرهان روشن حق راندیده بود دروصل آن زن اهتمام میکرد وما این چنین کردیم تا قصد بد وعمل زشت از او بر گردانیم(سوره یوسف آیه 24).من هرگز معنای امام را نفهمیدم آری آنان انسانهایی خوب بودند ولی من برای آنان مقام پیامبری قایل نیستم من حسین(ع)را چون نوه پیامبر است دوست دارم نه بیشتر.
4-معتقدم تمامی ادیان(دین واقعی) بواسطه انسان منحرف شدند وبرخی بیش وبرخی کم..............
به نظر من فراگیری علم نجوم درشناخت خداوتد بسیار موثر است وبانجوم خداوند بزرگ رابهتر خواهیم شناخت.مطابق علم نجوم یک سال مساوی است با365روز و4ساعت است. ونیم دایره ایی بالای گردش (بهار وتابستان)کند ودرنیمه پایینی گردش (پاییز وزمستان)تند است.بااین وجودسال شمسی365روز است وجای تعجب اینکه سالقمری 360روز است وهر12ماه 30روزداردبنابرین سال قمری 5روز 4ساعت کم دارد حال که تقویم جلالی که دانشمند بزرگ ایرانی آنراابداع کرده کامل است.
مسئله به اینجاختم نمیشود زیرا در شیعه حوادث مهمی چون عاشوراواقع شده وآن مراسم شهادت حسین بن علی (ع)است آیاتابه حال فکرکردید که چرا محرم گاهی در زمستان وگاهی در تابستان است واین نشاندهنده ناقص بودن سال قمری است .زیرا بدلیل کمبود 5روز وناقص بودن سال قمری این سال در دیدگاه ما که خود دارای تقویمی کامل داریم متغیر اما از دیدگاه عربها ثابت وکامل است.اگرسالقمری سالی ناقص باشد عزاداریبرای شهادت امام حسین (ع)بی معناست چگونه اگر یک ایرانی دیکم مهر 1367بمیرد دهمین سالگرد اورا یکم 1387میگیریم.ولی برای عزاداری روز شهادت حسین (ع) گاهی ذر تابستان وگاهی در زمستان!!پس شیعیان روز واقعی شهادت را عزاداری نمیکنند بنابر اسناد تاریخی واقعه کربلا در تابستان11 محرم وبرخی آنرا در خرداد ماه میدانند.وهوا آنروز گرم بود که کودکان طلب آب کردند وابوالفضل خواست که برای کودکان آب بیاورد.
اما آنچه دلم را آزرده کرده است کفرگویی وگستاخی به خدای بزرگ از طرف بسیاری از شیعیان درماه محرم است.((هرکس برای امام حسین(ع)گریه کند خدااورا ازعذاب جهنم می رهاند ))!!!قمه زنی!!وظلم به بدن که در اسلام حرام است(حفظ نفس واجب است)وماهم در بچگی واقعاباورمان شده بود .هرچقدر به شانه هایتان محکم زنجیر بزنید ثواب بیشتری میبرید!! امام حسین به شما ثواب بدهد!!خوردن خاک کربلا برای شفا بیماری اشکالی ندارد!!(توضیح المسایل امام خمینی) چه گستاخی بالاتر از این به خداوند است. پاداش ومجازات دهنده فقط خداست .همان خدایی که درمورد حضرت یوسف (ع)درقران کریم میفرماید..اگر لطف خاص خدا وبرهان روشن حق راندیده بود دروصل آن زن اهتمام میکرد وما این چنین کردیم تا قصد بد وعمل زشت از او بر گردانیم(سوره یوسف آیه 24)اگر تو حیله این زنان را از من دفع نفرمایی به آنها میل کرده واز اهل جهنم گردم...وبا صراحت تمام به حضرت محمد(ص) میفرماید :ای رسول اگر رسالت خود را به خوبی انجام ندهی تورا......ابوالفضل شفایت دهد !!!هیچ پیامبری را نرسد که بی اذن خدا آیت ومعجزه آورد(سوره رعد آیه38)معجزه وشفا دادن از آن خداست وخداوند برخی از نور خود را به وپیامبران می افکندو به آنان در شفا ومعجزه نیابت میدهد .
ای کاش گوشم کر میشد این گستاخی را با گوشان خود از صداوسیمای جمهوری اسلامی نمیشنیدم وقتی که علامه(!)امینی می گفت:خدا صبح تا شب فقط می گوید علی علی علی !!خدا کلید بهشت وجهنم را به علی داده تا علی(ع)کارهی خوب و بد را حساب کند.
شیعیان واقعه کربلا را بزرگترین جنایت بشری میدانند؟ آیا نمی اندیشندکه مغولان چه جنایتی کردند که دتاریخ بی نظیر است چگونه چشم کودکان را در مقابل مادران کور میکردند آیا کدامین جنایت بالا تر از آنکه عربها که هرگز اسلام را نفهمیدند دختران ایرانی را بعنوان برده به مردان شهوت پرست عرب می فروختند
این شعار اسکندربزرگ درمقابل کوروش بزرگ را غربیها ودشمنان اصلی ما یعنی عربها علم کردند.
اسکندر واسکندرهای گجسته با کبیر خواندن بزرگ نمیشوند آری غرب درکمبود کوروش وکوروش ها دست به تحریف تاریخ میزنند جای تاسف است که بیشتر تاریخ باستان ما را دشمنان مان یعنی یونانیها (هرودوت پلوتارک.کتزیاس و….)نوشته اند ولی آنان دربیشتر مواقع نتوانستند حقایق را کتمان کنند.درود برملتی که دشمنانشان از آن به بزرگی یاد میکنند…
اسکندر خودرا خدا نامید اسکندری که بخاطر یک دختر فاحشه تخت جمشید را آتش کشید اسکندری که اوستا را سوزانید (ولی هیچ پادشاه هخامنشی به ادیان دیگر توهین نکرد هیج شاهی از ایران خود را خدا ندانست)کتابهای بسیاری را سوزاند ومقداری را به یونان برد ویونانیان با ترجمه کتابهای ایرانی ارسطو وسقراط ها را به وجود آوردند.به کتاب جمهوریت افلاطون نگاه کنیدوتاثیرات فلسفی اشوزرتشت بر افلاطون کاملا مشخص است.اما بزرگی کوروش اهریمنانی همچو اسکندر را در مقابل پاسارگاد به زانو می آورد واسکندر مجبور میشود به مقبره کوروش ادا احترام کند .
این عربها که هنوز هم ایرانیها را عجم ومجوسی میخواند هیچ گاه دوست واقعی ملت ایران نبودند
یونسکو هم سه ابر مرد جهان را اینگونه معرفی میکند((اسکندر بزرگ !!کوروش بزرگ.سزار)) کوروش کجا و اسکندرگجسته و سزار کجا…..!!
گشتاسب شاه پرسيد : اين دين ( زرتشتی ) چند سال برقرار خواهد بود و پس از آن چه هنگام و چه زمانه اي است ؟
1 ) "جاماسب بيتخش " پاسخ داد : که اين دين هزار سال روا باشد پس از آن مردماني که هم پيمان شکن هستند با يکديگر رشک و دروغ کنند و سبب شود که ايرانشهر ( مملکت ايران زمين ) به دست تازيان سپارده شود و تازيان هر روز نيرومندتر شوند و شهر شهر را تسخير کنند . ( همانطور که سپاه تازي به ايران حمله کرد و شهرهاي ايران را يکي پس از ديگري تصرف کرد و ايرانيان را وادار به پذيرفتن اسلام يا دادن خراج کردند )
2 ) مردم ايران زمين به نابکاري - فساد - رذيلت و دروغ گرويده و از روش کردار نيکو آزرده ميوشند و کناره گرفته .
3 ) آمار گنجهاي ايرانشهر رو به گسترش مي رود و زرين و سيمين ها براي فرمانروايان انبار مي شود .
4 ) سپس همه اينها ناپديد شود و بسيار گنجهاي پادشاهان ايران به دست دشمنان رسد و مرگ بي زمانه و نابهنگام گسترش يابد. ( همانطور که کاخهاي مدائن توسط سپاهيان اسلام غارت شد و گنجها و زمردهاي چندين دهه پادشاهي ايران و فرشها ابريشم ساسانيان توسط تازيان تکه تکه و غارت شد . )
5 ) همه ايرانشهر به دست دشمنان تازي افتد و انيران ( ضد ايرانيان ) در ايران فراوان شوند به طوري که ايراني از انيراني مشخص نشود .
6 ) در آن زمان " توانگران بد انديش" بر درويشان پيشي ميگيرند و آزادگان و بزرگان ايرانهشر در رنج و سختي زندگي خواهند کرد .
7 ) به جايي خواهد رسيد که فرزندي را که زايند بفروشند و پسر مادر را زند و برادر بر برادر رحم نکند و براي کسب خواسته هاي خود از يکديگر درگير شوند . ( به وضوح در ايران ديده شده که عده اي فرزندان خودشان را براي گرفتن مقداري پول حراج ميکنند به طوري که روزنامه ايران چند ماه پيش خبر داد زني جنين خود را در شکم اش به مبلغ 1.5 ميليون تومان فروخت و آن پول را براي دادن پول پيش خانه پرداخت کرد !!! )
8 ) مردان زن صفت که ناپديد بودند در ايرانشهر هويدا ميشوند و دروغ گسترده ميشود . ( همانطور که فردوسي بزرگ در اين باره فرموده است ( بعد از فتح ايران بدست اسلاميان تازي ايران اينگونه خواهد شد ):
آخرین گفتار شاهنشاه کورش بزرگ - نخستین فردی که اعلامیه جهانی حقوق بشر را صادر نمود
من در طول مدت عمر خود هر آرزويي كه داشتم برآورده شد ، دست به هر كاري كه زدم پيروز شدم . دوستان و يارانم از تدبير من برخوردار بودند . دشمنانم جملگي فرمانم را با رقبت گردن نهادند . قبل از من وطنم سرزمين كوچك و گمنامي بود كه هر سال مورد تاخت و تاز و تجاوز قرار ميگرفت و حالا درآستانه مرگ من ، آنرا بزرگترين و مقتدرترين و شريف ترين كشور آسيا به دست شما ميسپارم . من به خاطر ندارم در هيچ جهادي براي عزت ، سربلندي و كسب افتخار براي ايران زمين مغلوب شده باشم . جمله آرزوهايم برآورده شد و سير زمان پيوسته به كام من بود . اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم . حتي در پيروزيهاي بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم . حال كه مرگ من نزديك است خود را بسي خوشبخت ميدانم زيرا : فرزنداني كه خداوند بر من عطا فرمود همگي سالم و در عين حال عاقل هستند و وطنم ايران از همه جهات مقتدر و باشكوه مي باشد و آيندگان مرا مردي خوشبخت و كامياب خواهند شمرد . من پيوسته معتقد هستم كه روح انسان پس از خروج از كالبد خاكي ، محو و فناپذير نمي گردد . مرگ چيزي است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت مي پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد ميگردد به آتيه تسلط پيدا ميكند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخداي بزرگ بترسيد كه در بقاي او هيچ ترديدي نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست . از كژي و ناروايي بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولي اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجراي عدالت تسامح ورزيد ، ديري نمي انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد . من عمر خود را در ياري به مردم سپري كردم . نيكي به ديگران در من خوشدلي و آسايش فراهم مي ساخت و از همه شادي هاي عالم برايم لذت بخش تر بود . ديگر بس است ، پس از مرگ بدنم را مومياي نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره هاي بدنم خاك ايران را تشكيل دهد . چه افتخاري براي انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكي مثل ايران دفن شود .
کورش نامه اثر گزنفون
آخرین گفتار بابک خرمدین سردار بزرگ ایران
تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت . من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد .من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند . مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند . اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند . مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد . و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود :
" پاینده ایران " از کتاب حماسه بابک خرمدين
مرگ را خواهم خرید برای ورودش شب ها بیداری خواهم کشید حقیقت راپیوسته فریاد خواهم کشیددنبال حقیقت تا کوچه های خوشبختی مرگ با گام هایی سریع خشنود و خوشحالی می پیماییم شاید بودن یا نبودن قصه ایی کهنه اما نو دیگر ماندن با بودن فرقی انداز ه اقیانوس ندارد
خانه ایی خواهم ساخت از برگهای امید زندگی افسوس که خانه ام بی برگ زیباست درهایش را خواهم ساخت با شاخه های سیب سرخ وپنجر ه هایش راازنقش های امیدانه ی تو ..کاش درختی بود...کاش امیدی بود کاش پرواز بی پربودن معناپیدا میکرد کاش پرها فاصله ها را میشکافتند کاش سیاهی وجود آدم ها رادر برمیگرفت
.چرا نگاهایمان از دود آتش زندکی سوخته است!!!!!!!!؟؟
دردین اسلام شراب حرام است ودلیل آن نتایج وپیامدهای پس از خوردن است تمام مردم جهان با توجه به منطقه جقرافیایی خود نوشیدنی و غذای خاص خود دارند.طبیعی است در اروپا (ومردمان آریایی )به علت سردی هوا میبایستی از شراب(به مقدار کم) برای گرم داشتن بدن استفاده می کردند
ولی در اسلام چون عربستان گرم بود استفاده از آن بی معناست وحرام..ازاین رو تا آنجایی که میدانم فقط در اسلام شراب حرام است.دین زرتشت دینی انعطاف پذیر است !!این گفته یکی از اوستا شناسان است...اما غلط است برای اینکه به نظر من احکام بسیار مهمی در مورد زندگی وخوردن وآداب در دین زرتشت با حمله اسکندر گجسته وبا از بین بردن اوستا متاسفانه از بین رفتند اگر گاتاها هم نبود دیگر از آموزه های پیامبرمان چیزی باقی نمی ماند.بنابرین فقدان احکام دلیل بر انعطاف پذیری وکلی گویی نیست
مشرکان که هماناپیروان اعتقاد به خدای دروغین (ایرانیان هیچ گاه بت پرست نبودند)واحتمالا قیل از دین زرتشت به چند خدا همچون خدای آب خدای خورشی دخدای ماه خدا زمین یعنی اعتقاد به عناصر طبیعت.....واشوزرتشت به آنان دیویسنان(پرستنده خدای دروغین) می نامد وآنان برای خدایانشان چارپایان قربانی می کردند وباپایکوبی شراب می نوشیدند....آیا در دین زرتشت شراب حرام(ممنوع) است!!!؟؟ بلی اشوزرتشت میفرماید:
کی مزدا مردم به دین شناسا میشوند؟کی این می (شراب)پلید مستی بخش را بر خواهی انداخت؟که به موجب آن کرپن ها وفرمانروایان بی دادگر کشورها در بدی جسور ترند(یسنا هات 48بند10)بنابراین طبق فرمایش پیامبر شراب حرام استو من نیز به همین معتقدم.البته شاید بسیاری بگویند منظور پبامبر در خصوص بر انداختن می ومستی این دیوپرستان بوده نه سرایت به زمان اکنون!!........................................................................
کی ای مزداسپیده درخشان پیروزی جهان را در بر خواهد گرفت؟{یسنا هات 46)............ازتوپرسش میکنم ای مزدا آیا آنانی که دین از من پذیرفتند قرین رستگاری خواهند شد؟؟؟؟؟؟؟؟(یسنا هات 44)
زبان تالشی از زبانهای پهلوی ساسانی است که حدود 500000هزار نفر در استان گیلان وپانصد هزار دیگر در جمهوری آذربایجان .زبان تالشی باوجود آنکه زبانی غربی است با زبان اوستایی که زبانی شرقی است بسیار نزدیک است شادروان دکتر احمد کسروی این زبان را از بازمانده های زبان آذری(مردمان آذربایجان باستان نه زبان ترکی)می داند وآنرا از گروه زبان مادی:
اوستایی تالشی فارسی گیری giri گیریه(Girya) ییلاق هدا hada هت hate همانجا ایم iyma ایزم iyzem هیزم سو so سو so نور درس dares دیس diyas نگاه کن دی di دی di شیر خوردن نوزاد از پستان ازم/اسم az/azem از az من هیرز hirz هرز harz گذاشتن /نهادن خرت khrate خردن khrdan کودک صت sat صت sat صد سپک spaka اسپه espa سگ ازی azi ازی azi زاینده زان zan زون zon دانستن وین vin وین vin دیدن زاماتار zamatar زما zema داماد چک chaka چک chaka شکست اریج irij ویریج virij خالی کردن چاهار chahar چاهار chahar چهار ت te ت te تو خوسور khavasor خسوره khasorah پدر شوهر وار var وارش varsh باران کش kasha کش kasha بغل برز barz برز barza بلندی کوه اتها ataha انت antah اینگونه ام em ام em این ای وی ت راa varar ا و ت a va tar آن طرف تر ا a ا a آن
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|